حرف های دخملی
سلام به همه شما دوستای گلم
اول از همه حلول ماه مبارک رمضان بر شما دوستان مبارک باد.نماز و روزهاتون هم قبول باشه. و امیداورم که دعا های همه هم در پیشگاه خداوند قبول باشه.
این روزها به مناسبت ماه مبارک ساعات کار اداره ما تغییر کرده 8.30 تا 2 خیلی خوب شده . کاشکی همیشه در ایران ماه رمضان باشه . دخمل گلم را صبح می برم مهد و ساعت 2 می ام دنبالش. خیلی خوب شده هم ساعت کمتری از هم دوریم هم کمتر اذیت می شه. دیروز که دخملی را از مهد کودک اوردم گفتم مامان خوب بود چه کار کردی . حرفم قطع کرد و
گفت : مامان من یک لباس ابی باله مثل تینا می خوام . از اون سنتور ها هم می خوام .
مامان : مگه یک دانه سنتور نداری.
ارتینا : نه مثل مال تینا باشه باشه . لباسش آبی باشه.
از همین الان درخواست های عزیز دلم شروع شده . کلاس باله و سنتور در مهد کودک برای چهار ساله ها بود ارتینا چون سه سالش بود اون تو کلاس زبان نوشتم . اخی طفلکی دلم براش سوخت حتما در دوره بعد ثبت نامش می کنم . فداییییییییییییی خواسته کوچیکت برم نفسم . اخییییی.


حرف های دخملی
